ميگويند كه در اوايل قرن نوزدهم مسيحيان خود را اماده رجعت حضرت مسيح ميكردند. طبق برسي و جستجو ومحاسبه كتاب مقدس انجيل، علماي مسيحي باين نتيجه رسيده بودند كه ظهور حضرت مسيح بسيار نزديك است. اكثر پژوهشگران، زمان رجعت ان حضرت را بين سالهاي 1843- 1845 تخمين زده بودند. موقعي كه در سال 1843 ستاره دنباله داري از نزديك زمين ميگذشت خيلي ها را واداشت كه خود را براي ظهور حضرت مسيح اماده كنند. انها مطمئن بودند كه روز موعود فرا رسيده است. در همين دوران بود كه در ايران بشارت ظهور صاحب زمان همه جا پخش شده بود و خيلي ها در جستجوي ان حضرت بودند. ميگويند در شرق امريكا عده اي از فاميل هاي بسيار مذهبي، لباس مخصوصي راكه اسم انرا لباس رستا خيز ناميده و براي همچين روزي اماده كرده بودند، پوشيدند (1).
بعضي ها ميپرسيدند كه حضرت مسيح در كدام نقطه زمين فرود خواهد امد. عده اي ديگر ميگفتند ابر هائي كه (طبق نوشته در انجيل)كه قرار است حضرت مسيح سوار انها شده و به زمين بيايد قادر بحمل ان حضرت نخواهند بود شايد منظور از ابر، مه اي باشد كه نگذارد مردم ان حضرت را ببينند.
در يك نامه كه از يك بانوي امريكائي بجاي مانده، اينطور نوشته شده است: "... مادرم بمن ميگفت وقتي كه من كوچك بودم مادرم لباس سفيدي را كه براي همچين روزي دوخته بود، پوشيده منزل ما را تر وتميز كرده، چراغ ها را روشن كرده و جلوي پنجره ها گذاشته و تا صبح بيدار ميماند تا امدن اخر زمان را ببيند"(2).
علت انتظار مسيحان بخا طر سه پيشگوئي حضرت مسيح بود.
وقتی حضرت مسيح روی کوه زیتون نشسته بود شاگردانش به نزد ا و آمدند و از او پرسيدند به ما بگو ، کی این امور واقع خواهد شد؟ و نشانه آمدن تو و رسیدن آخر زمان چه خواهد بود؟ حضرت مسيح ميفرمايند:
1- "... و این مژده پادشاهی الهی(انجيل) در سراسر عالم اعلام خواهد شد..."
اين گفته حضرت مسيح براورده شده بود يعني تا سال 1840 اين مژ ده الهي(انجيل) در سراسر دنيا منتشر شده بود. تنها در سال 1804 بيش از 421 ميليون نسخه كتاب مقدس انجيل در سراسر جهان پخش شده بود3.
2- حضرت مسيح پيشگوئي كرده بودند كه اورشليم ويران، وملت يهود اسير و تبعيد خواهد شد. بعد ايشان ميفرمايند: "... زمان اشغال سرزمين مقدس بوسيله بيگانگان باخر خواهد رسيد. و قوم يهود به سرزمين مقدس بر ميگردد..."
در سال 70 ميلادي بناهاي پر شكوه ساخته شده از مرمر و طلايي اورشليم توسط تيتوس و سال 132ميلادي توسط سربازان روم ويران شد.
پس از اشغال اور شليم توسط سپاهيان اسلام ، ورود قوم يهود به سرزمين مقدس ممنوع اعلام شد. و پس از گذشت 1260 سال يعني در سال 1844 ميلادي، تركها تن به امضاي قرار دادي دادند كه طبق ان، قوم يهود اجازه مهاجرت ازادانه به سرزمين مقس را بدست اورد.
بار ديگر شاگردان ان حضرت از او سئوال كردند، بما بگو این در چه وقت اتفاق خواهد افتاد؟ علامت نزدیک بودن وقوع این امور چه خواهد بود؟حضرت مسيح در جواب آنها فرمود: مواظب باشید که کسی شما را گمراه نکند. بسیاری به نام من آمده خواهند گفت « من او هستم» و افراد بسیاری را گمراه خواهند ساخت. لوقا 7: 21 .
اما در آن روزها بعد از آن مصیبت ها، آفتاب تاریک خواهد شد و ماه دیگر نخواهد درخشید. ستاره ها از آسمان فرو خواهند ریخت و نیروهای آسمان متزلزل خواهند شد.ان وقت پسر انسان را خواهند دید که با قدرت عظیم و جاه و جلال، بر ابرها میآید.
حضرت بهاالله اين پيشگوي حضرت مسيح را باين نحو تفسير ميفرمايند:
"....و اين است نغمات عيسی بن مريم که در رضوان انجيل به الحان جليل در علائم ظهور بعد فرموده. در سفر اوّل که منسوب به متّی است در وقتی که سؤال نمودند از علامات ظهور بعد جواب فرمود: ....که بعد از تنگی و ابتلا که همه مردم را احاطه می نمايد شمس از افاضه ممنوع می شود يعنی تاريک می گردد و قمر از اعطای نور باز می ماند و ستاره های سماء بر ارض نازل می شوند و ارکان ارض متزلزل می شود. در اين وقت ظاهر می گردد نشانه های پسر انسان در آسمان، يعنی جمال موعود و ساذج وجود بعد از ظهور اين علامات از عرصه غيب به عالم شهود می آيد.
قوله: ،"مِن بَعدِ ضيقِ تِلکَ الايّام"،يعنی وقتی که ناس در سختی و تنگی مبتلا شوند، و اين در وقتی است که آثار شمس حقيقت و اثمار سدره علم و حکمت از ميان مردم زائل شود و زمام ناس بدست جهّال افتد و ابواب توحيد و معرفت که مقصود اصلی از خلق انسانی است مسدود شود و علم به ظنّ تبديل گردد و هدايت به شقاوت راجع شود. و اين بر هر ذی بصری مشهود است که همچنان که نور ستاره محو می شود نزد اشراق شمس ظاهره، همين قسم شمس علم و حکمت و عرفان ظاهره نزد طلوع شمس حقيقت و آفتاب معنوی محو و تاريک می شود. و اطلاق شمس بر آن علماء به مناسبت علوّ و شهرت و معروفيّت است. باری، اين است مقصود از تلويحات کلمات مظاهر الهی. پس اطلاق شمس و قمر در اين مراتب بر اين مقامات مذکوره به آيات نازله و اخبار وارده محقّق و ثابت شد. اين است که مقصود از ذکر تاريکی شمس و قمر و سقوط انجم، ضلالت علماء و نسخ شدن احکام مرتفعه در شريعت است که مظهر آن ظهور به اين تلويحات اخبار می دهد. و جز ابرار را از اين کأس نصيبی نيست و جز اخيار را قسمتی نه. -"إنَّ الاَبرَارَ يَشرَبُونَ مِن کأسٍ کَانَ مِزَاجُها کافُوراً "....
او فرشتگان را خواهد فرستاد و برگزیدگان خود را در چهار گوشه عالم از دورترین نقاط زمین تا دورترین حدود آسمان جمع خواهد کرد. متی 24: 29 ــ 31 و لوقا 21: 25 ــ 28
اين فرشتگاني كه كتاب مقدس از انان سخن رانده شده همان فاتحان روحاني امر الهي هستند كه بامر حضرت شوقي رباني -"به چهار گوشه عالم از دورترین نقاط زمین"- فرستاده شده اند. انها با وجود تمام سختيها، چون شمع برافروخته، ان ديار را روشني بخشيده و باعث تشكيل محافل محلي و بعد محافل روحاني ملي شدند.
پيشگوئي سوم حضرت مسيح بدين قرار است: 3-"... پس هر گاه آن وحشت عظیمی را که دانیال نبی از آن سخن گفت در مکان مقدس ایستاده ببینید"...
از دانيال نبي پرسيدند:تا چه مدت قربانيهاي روزانه تقديم خواهد شد؟ تا كي گناهان باعث نابودي خواهد بود؟ تا به كي قواي آسماني و خانه خدا پايمال خواهد شد؟ ايشان جواب دادند ".... تا دوهزارو سيصد شبانه روز طول خواهد كشيد و سپس خانه خدا دوباره احياء خواهد گرديد"..... (دانيال نبي:14-13 :8 )
طبق محاسبه پژوهشگران كتاب مقدس انجيل، احياء خانه خدا سال 1844 ميلادي پيشگوئي شد بود.(4)
باين ترتيب اكثر پژهشگران مسيحي سال 1844 را اخر زمان، روز موعود و روز رستاخيز ناميدند. روزي كه( روح) انسانهاي مرده زنده خواهند شد. يعني روزي كه انسانها بفرستاده خدا(قائم) ايمان خواهند اورد.
در انجيل متي نوشته شده: "زمانی می آید که شما صدای جنگها را از نزدیک و اخبار مربوط به جنگ در جاهای دور را خواهید شنید. هراسان نشوید ، چنین وقایعی باید رخ دهد اما پایان کار هنوز نرسیده است". (24:6) "پس از آن ، علامت پسر انسان در آسمان ظاهر می شود و همه ملل عالم سوگواری خواهند کرد و پسر انسان را خواهند دید که با قدرت و جلال عظیم بر ابرهای آسمان می آید". (24:30)
تقريبا در همين زمان ها بود كه دنيا شاهد جنگ هاي وحشتناك شرنوشت ساز بود: ١- جنگ بين چين و انگلستان كه در سال1842 پايان يافت. ٢- جنگ بين انگلستان، روسيه و تركيه 1854. ٣- جنگ وحشتناك سپوي 1857-1858 . ٤- جنگ بين فرانسه و ايتاليا بااتريش 1859. ٥- جنگهاي داخلي در ايالات متحده امريكا1861-1865. ٦- جنگ بين فرانسه وپرويس 1870-1871. ٧- جنگ بين روسيه و تركيه 1877-1878. ٨- و ساير جنگها بين چين و ژاپن، تركيه و يونان، اسپانيا و ايالات متحده امريكا، و جنگهاي داخلي چين.
ما ميبينيم كه چطور در عرض مدت كوتاهي اين همه جنگهاي سهمگين روي داده است. همانطور كه در متي 24:6 نوشته شده هنوز اخر كار نرسيده بود. طولي نكشيد كه جنگهاي جهاني خانمان برانداز اول و دوم، مردم سراسر دنيا به بدبختي و فلاكت كشاند.
باين ترتيب سومين پيش گوئي حضرت مسيح جامعه عمل پوشيد. بخاطر اين بود كه مسيحيان ديگر مطمعن بودند كه ظهور حضرت مسيح نزديك است.
در كتاب عهد عتيق نوشته شده كه در اخر زمان در موقع امدن فرستاده خدا سرزمين شارون و كوه كرمل مركز نور خدا خواهد بود: -"... شكوه و جلال كوه كرمل و شارون. انهاخواهند ديد شكوه و جلال فرستاده خداوند را "...(5).
بايد ياد اور شد كه در اينجا صحبت از امدن حضرت مسيح براي بار دوم ميباشد كه اينطور ادامه داده ميشود كه: ترجمه"... شما اي كران گوش كنيد و اينجا را ببينيد و شما اي نابينايان ببينيد" (6).
براي عده اي از پژوهشگران مسيحي امدن حضرت مسيح در سال 1844 بقدري مسلم بود كه خانه و زندگي خود را فروخته و در مجاور كوه كرمل ساكن شده تا شاهد امدن حضرت مسيح بر روي كوه كرمل باشند. چون در كتاب مقدس عهد قديم امده است خانه فرستاده خدا بر روي كوه كرمل خواهد بود و از انجا گوسفندانش را هدايت خواهد كرد. اين گروه الماني بوده و تمپلر ناميده ميشوند. . بر روي در منازل اين گروه كه درپائين كوه كرمل و تقريبا زير مقام حضرت باب قرار دارد نوشته شده :-"ان حضرت نزديك ما است ". اين گروه (تمپلر) بسيار غمگين شده بودند وقتي كه حضرت مسيح (انطور كه انها انتظار امدن ان حضرت را داشتند) نيامدند.
ما اگر كتب مقدس انجيل و تورات را مطالعه كنيم ميبينيم كه بارها از امدن حضرت مسيح به سرزمين مقدس نوشته شده است. مثلا نوشته شده:(ترجمه)-"... و شهر مقدّس اورشليم جديد را ديدم كه از جانب خدا از آسمان نازل ميشود، حاضر شده چون عروسي كه براي شوهر خود آراسته است. و آوازي بلند از صدر سلطنت شنيدم كه ميگفت: انجا خيمه خدا پيش آدميان را نگاه كن! وفرستاده خدا پيش انها ساكن خواهد بود و انها امت او خواهند شد و او خودش ،خدا،با انها خواهد بود. و خدا هر اشكي را از چشمان انهارا پاك خواهد كرد".....(7)
در حاليكه كتب اسماني بشارت زيارت فرستاده خدا روي كوه كرمل را پيشگوئي ميكنند، ماهيانه هزاران نفر از هموطنان مسلمانان ما حضور مبارك ان حضرت را درون يك چاه تصور كرده و دور ان طواف ميكنند و بنرده هاي اهنيني را كه دور ان چاه گذاشته اند بوسه ميزنند و ارزوهاي خود را روي كاغذي نوشته و ان را توي چاه مياندازند باميد ايكه صاحب زمان كه در توي چاه اقامت دارد نوشته انها را خوانده و ارزوي انها را براورده كند.
روزي پدري با پسرش بسرزمين دور دستي مسافرت كرده و شب را در خانه اي كه بالاي كوه بلندي قرار داشت بسربردند. صبح شده بود خورشيد با نور خود سراسر كوه پر از برف را روشن كرده بود. فرزند كوچك كه براي اولين بار دور از خانه و كاشانه بسر ميبرد، از ديدن ان منطقه بيگانه با دره ها و كوه هاي بلند مه الود ترس عجيبي در خود احساس كرده و ارزوي باز گشت به اغوش گرم خانواده را در خود احساس ميكرد.
پسربچه هنوز خيلي كوچك بود. قد او اكتفا نميكرد تا از پنجره خانه تمام مناظر طبيعت را ببيند. و از ديدن ان دره عميق وان كوه كه با عظمت سر باسمان كشيده و ان برف شفافي كه بخاطر تابيدن اشعه نور خورشيد جلوه خاصي پيدا كرده بود به دلهره افتاد و ارزو ميكرد كه اي كاش پيش مادرش ميماند وهرگز مسافرت نميكرد.
نور خورشيد بهاري هر چه بيشتر تابيده ميشد هوا را گرم تر كرده و باعث اب شدن برفي ميشد كه از زمستان تا حالا روي كوه ها و سخره ها نشته شده بود. ناگهان اين برف با سرو صداي بسيار بلند بشكل بهمن سهمگين و خطر ناكي از روي كوه وسخرها بطرف دره سرازير شد. با شنيدن صداي گوشخراش صداي بهمن، پسر بچه كوچك كه اين بازي طبيعت را تا حالا نديده بود بوحشت افتاد. با ترس و صداي لرزان بلند پدرش را از خواب بيدار كرد و گفت پدر، پدر بيدار شو اخر زمان فرا رسيده است.
پدرش اهسته چمشهايش باز ميكند ونظري از پنجره ببيرون مياندازد و منظره ريختن برف را، كه بخاطر گرم شدن هواي لطيف و جان بخش بهاري، بطرف دره سرازير شده بود، مشاهده ميكند. پدر ميدانست كه با ذوب شده اين برف دشت و بيابان ابياري شده وبزودي سبز و خرم و پر از گل و رياحين خواهد شد. دست پسرش را گرفت در حالي كه اورا نوازش ميداد و ارامش ميكرد گفت نه پسرم اين اخر زمان نيست .اين صداي پايان زماني سرد و خشك و بيروح و اغاز زمان تازه و گرم لطيف و با باغهائي پر از گل وميوه ، مثل بهشت برين است.
اقتباس از: 1- The Story ofProphecy, Forman, P. 310-311 2- Days of Delusion,Sears,1924,P.259-260. 3- The Heritage of the Anglo-Saxon Race, Goyer, P131. 4- Dieb in der Nacht: William Sears 1961 S. 32 5- Jesaja 35:2. 6- Jesaja 40:5. (7) مكاشفات يوحنا 4 -21:2 8) کتا ب ایقان
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 22:34 توسط Spring
|